بسم الله الرحمن الرحيم
۱۵شوال المکرم شهادت جانسوز حضرت حمزه سیدالشهدا علیه السلام عموی گرامی رسول خداصلی الله علیه وآله و وفات امام زاده لازم التعظیم حضرت عبدالعظیم حسنی علیه السلام تسلیت باد .
*السلام علیک یا ثامن الحجج،غریب الغربا،علی بن موسی الرّضاورحمة الله وبرکاته!
*۱۱ذی قعده سال ۱۴۸ه.ق ولادت با سعادت هشتمین اختر پرفروغ آسمان امامت و ولایت،عالم آل محمدصلی الله علیه وآله،شمس الشّموس،علی بن موسی الرّضاعلیهما السلام مبارکباد!
*علامه مجلسی رحمه الله فرموده:اسم شریف آن حضرت،علیّ؛کنیه ایشان ابوالحسن؛مشهورترین القاب آن حضرت،رضاست.صابر،رضیّ،وفیّ،قرّة اعین المومنین(چشم روشنی مومنان) و غیظ الملحدین(مایه خشم کفّار) نیز می گفتند.
*قال الرضّا علیه السلام: إن الله یبغض القیل والقال،واضاعة المال،وکثرة السوال. یعنی(خداوندپرگویی ومال تلف کردن وپرخواهش کردن رادشمن می دارد.
*باز امام رضا علیه آلاف التحیة والثناء می فرماید:کمک تو به ناتوان،برتر ازصدقه است.
عزیزان ادامه مطلب رابخوانند
"السلام علیک یافاطمة المعصومة!"
شنبه اول ذی قعده برابر با ۱۷مهرماه،ولادت باسعادت کریمه اهل بیت علیهم السلام،درّ نادره صدف عصمت وعفاف،حضرت فاطمه معصومه علیها السلام را به ساحت امام زمان عجل الله فرجه ومقام معظم رهبری وتمام شیعیان ودوستداران اهل بیت علیهم السلام تبریک وتهنیت می گوییم!
*امام رضا علیه السلام فرمود:هرکه او(حضرت معصومه) را بامعرفت به حقش زیارت نماید پاداش اوبهشت است.
والا تبار خواهر سلطان دین رضا فخر زنان عالم وخاتون محشر است
عزت نگر که حرمت طوف حریم او با حرمت طواف امامان برابر است
السلام علیک یاأباعبدالله جعفربن محمد الصادق ورحمة الله وبرکاته!
دوشنبه۲۵شوال مطابق با۱۲مهر۸۹،شهادت جانسوز رئیس مذهب شیعه،مغزمتفکرشیعه،امام صادق علیه السلام رابه ساحت مقدس امام زمان عجل الله فرجه ومقام معظم رهبری وتمامی شیعیان ودوستداران آن حضرت تسلیت وتعزیت می گوییم.
امام صادق علیه السلام فرمود:لاتنال شفاعتنا من إستخف باالصلوة.(شفاعت ما به کسی که نماز را سبک می شمارد نمی رسد) منبع حدیث: منتهی الآمال
جواب:اولاقرآن تعظیم شعائر الاهی را لازم می داندوآنرا نشانگر تقوای دلها می داند٬«ومن یعظم شعائرالله فإنها من تقوی القلوب »"آیه۳۲حج"شعائر یعنی علائم دین الاهی. هرچیزی که منسوب به دین خداباشدازارزش واحترام خاصی برخوردار است وتعظیم آن لازم است! قرآن می فرماید«إن الصفا والمروة من شعائر الله»"آیه۱۵۸ بقره" کوه صفا ومروه ای که حاجیان بین آن دو میدوندوهروله می کنند٬این دو کوه ازعلائم الاهی شمرده شده.وهمچنین شتری که حاجی آن را معین کرده تا در منی قربانی کند«والبدن جعلناها لکم من شعائر الله»"آیه۳۶حج" ومناسک دیگری در حج کهقرآن ازشعائر شمرده است.حال سوال از وهابیهااین است که چطور می شودیک شتر ازشعائر دین الاهی محسوب می شوداما انبیاء وائمه واولیاء ازعلائم الاهی نباشد؟! مگرنشانه ای بزرگتر ازآنها هم است؟آیا ساخت یا تعمیر وحفظ قبورشان احترام بر خودشان نیست؟مسلما این گونه است٬اگر معالم ونشانه های دین ازبین برود خود دین ازبین می رود!مگرقرآن به ما مودت اهل بیت علیهم السلام راواجب نکرده؟آیا تخریب وحشیانه و ددمنشانه قبور آنهامودت ومحبت به آنهاست؟!مگر قرآن نفرمود:«قل لا أسألکم علیه إجرا إلا المودة فی القربی»"آیه۲۳شوری"
ثانیا ما ازآیات قرآن استفاده می کنیم که احترام به قبور مومنان ٬امر رائج در میان امتهای قبل ازاسلام بوده.در جریان اصحاب کهف مردم وقتی وضع آنان رادیدندکه خداوند باقدرت خود آنان را بعداز۳۰۹ سال برانگیخته مردم به دهانه غار آمدند ٬گروهی ازآنان گفتند :بر روی قبر آنان بنائی بسازید«ابنوا علیهم بنیانا»و گروه دیگر گفتند مدفن آنان راحتما مسجد انتخاب می کنیم«وقال الذین غلبوا علی أمرهم لنتخذن علیهم مسجدا»"آیه۲۱کهف"قرآن سخن ایشان را بیان می کند بی آنکه ازآن انتقادنمایدونهی کند.اگر ساخت بنا برقبور٬جائزنبود قرآن حتماانتقادمی نمود ویا عملشان را بالحن اعتراض بیان می کرد٬لذااین کار جائز بوده و وهابیت دلیلی بر حرمت ساخت بنا ندارندالبته آیات دیگری نیز در این باره است.ازجمله آیات۳۶و۳۷نور وآیه ۱۲۷بقره و...
بسم الله الرحمن الرحیم
«انا نحن نزلنا الذکر وانا له لحافظون»
اقدام هتاکانه وننگین مزدور پست فطرت آمریکایی به ساحت کلام الاهی قرآن کریم را به محضر مبارک امام زمان عجل الله فرجه وتمامی مسلمانان غیرتمند تسلیت می گوییم امیدواریم این اعمال وقیحانه شماره معکوسی برای هلاکت واضمحلالشان باشد
اللهم عجل فرج مولاناالقائم المنتقم علیه السلام

وهابیون «توسل»به انبیاء الاهی را شرک و حرام می دانند و شیعیان را بخاطر توسلشان٬ کافر و مشرک می دانند!
نقد : اولا واژه «توسل» از «وسیله» اخذ شده و به معنای وسیله جستن است و در اصطلاح ٬ توسل به انبیاء و ائمه علیهم السلام بدین معناست که ما آن بزرگواران را وسیله جلب رضایت الاهی می دانیم نه اینکه آنان مقصود با لذات و معبود ما باشند ٬ نه اینکه ما آنان را عبادت می کنیم و آنان را در ردیف خداوند قرار می دهیم ٬ آن بزرگواران وسیله ای هستند برای رضوان الاهی نه هدف . ثانیا خواندن و ندا کردن آن بزرگواران به اینگونه «یا حسین»«یا اباالفضل» «یا امام زمان » زمانی شرک محسوب می شود که ما این بزرگواران را هم ردیف و هم رتبه خدا قرار دهیم و آنان را مستقل از خدا بدانیم وحال آنکه ما آنان را بندگان گرامی الاهی می دانیم که بدون اذن و مشیت خداوند هیچ کاری از آنها ساخته نیست.
محمد بن عبدالوهاب از آیه شریف «فلا تدعوامع الله احدا»جن 18،استفاده نموده که شیعیان مشرکند چرا که همراه خداوند ،دیگران را هم می خوانند!در حالیکه منظور آیه این نیست که او برداشت نموده بلکه نهی از خواندن و عبادت نمودن معبودان غیر خداوند است به نحو استقلال و اینکه معبودانی را بخوانیم که مثل خداوند باشد و ند وشریک او باشد در حالیکه منظور ما از «یا حسین» گفتن کنار «یا الله» اعتقاد به معبود بودن امام حسین نیست بلکه ما او را بنده خدا و نیازمند خدا در کل هستی و وجودش و اختیاراتش میدانیم این دیدکجا و قول به شرک کجا؟!ثالثا مگر شیعیان کنار حرم آن بزرگواران چه می گویند که شرک باشد؟یا میگویند خداوندا به حق این بزرگوار ،این پیامبر یا این امام ،حاجت ما را بده! از خداوند خواسته ایم و خداوند را به حق آنان قسم داده ایم که تازه آن حق را هم خداوند بخاطر قرب و منزلتشان ،بخاطر شایستگی شان به آنان مرحمت نموده، و یا اینگونه می گویند یا «رسول الله» یا «ای امام رضا»یا«ای امام حسین» از خدا بخواه حاجتم را روا کند!این کجایش شرک است ؟! از آنهایی که پیش خداوند آبرومندند خواستیم آنها از خدا بخواهند چرا که خدا دعای آنان را مستجاب می کند آنان پاک و معصومند ولی ما چه؟ لذا این هم که اصلا شرک نیست، و یا می گویند مثلا:ای امام رضا حاجت ما را بده! ممکن است کسی گمان کند این یکی شرک است چرا که از خود امام خواسته ایم. ولی با اندکی تامل پی می بریم این هم شرک نیست چرا که آنان که حاجت می دهند (دوستان عزیز بقیه را در ادامه مطالب مطالعه بفرمایید)
نقد شبهات وهابیت
- وهابیّون درخواست شفاعت از أنبیاء واولیاء الاهی علیهم السّلام راشرک وحرام میدانند ومعتقدند براینکه شفاعت درآخرت است وطلب آن در دنیا جائزنیست!
نقد:مقدمه1:واژه شفاعت از«شفع» به معنی جفت است ودر لغت به معنی ضمیمه کردن چیزی برچیز دیگر است ودر اصطلاح به معنی میانجیگری است به این معنی که شفیع(شفاعت کننده) نزدمقامی برتر ازمشفوع له(شفاعت شونده) میانجیگری می کند و واسطه در برآوردن حاجت او یارفع مشکل او می شود.
مقدمه2:سیره عقلاء عالم ورسم وروش انسانها این بوده که برای نیل به خواسته های خودشان،ازکسانی در خواست می نمودند تا نزد کسی که کار دست اوست ومی تواند حاجت اورابرآورد واسطه شود وشفاعت نماید مثلا معلمی چند نفر از دانش آموزان را به خاطر عدم رعایت انضباط ازکلاس بیرون کرده،کسی که دوست صمیمی آن معلم است می آید وآنان رابیرون کلاس می بیند، درب کلاس را می زند وبامعلم دیدار می کند وگرم می گیردومی گوید اینها رابه خاطر من ببخش واجازه بده وارد کلاس شوند وشفاعتشان می کند ومعلم هم قبول می کند.مثالهای فراوانی می توان در زندگی روزمره یافت.
سیره مسلمانان واصحاب رسول خدا صلی الله علیه وآله این بوده که طلب شفاعت می کردند وآن حضرت آنها رانهی نمی فرمودند؛اگر در خواست شفاعت،حرام بود آن حضرت قطعا نهیشان می نمود.
بارجوع به منابع اهل سنّت وشیعه نمونه های فراوانی می توان در این باره یافت؛ از اینها بالاتربا مراجعه به برخی آیات،مشروع بودن در خواست شفاعت،واضح می شود؛قرآن جریان برادران حضرت یوسف را نقل می کندکه وقتی آنان از رفتارخویش باحضرت یوسف،نادم شدند نزدحضرت یعقوب آمدندوگفتند:«قالوا یا أبانا استغفرلنا ذنوبنا إناکنّا خاطئین»وآن حضرت در جوابشان فرمود:«سوف أستغفر لکم ربّی إنه هو الغفورالرّحیم»آیات97،98یوسف؛ صراحتا می بینیم که آنها طلب شفاعت می کنند ومیخواهندآن حضرت که نبی الاهی است برایشان ازخداطلب مغفرت کند؛حال اگر درخواست شفاعت،شرک وحرام بود،حضرت درخواست فرزندشان را رد مینمودومخالفت می کرد در حالیکه قبول نموده وفرموده از خدا برایتان طلب آمرزش خواهم نمود.لذا طلب شفاعت کاملا مشروع وبلا مانع است.
آیه دیگرکه نه تنها برمشروعیت ومجاز بودن در خواست شفاعت،بلکه برخوب وممدوح بودن آن دلالت می کند،آیه 64سوره نساء است:«ولو أنهم إذظلمواأنفسهم جاءوک فاستغفروا الله واستغفرلهم الرّسول لوجدوا الله توّابارّحیما»یعنی «اگر آنان که بر خود ظلم کردند(گناه نمودند)از کردار خویش به خدا توبه نموده وبه تو(ای رسول ما) رجوع می کردند تا بر آنها استغفار نمایی واز خدا آمرزش خواهی،البته در این حال،خدارا توّاب(قبول کننده توبه)ومهربان می یافتند.
واضح است که آمدن گنهکاران به نزد رسول خداواستغفارآن حضرت برای آنها،محبوب خدا است.وخدای متعال دوست دارد که آنان از رسول خدابخواهندتا برایشان استغفارکند.
ازاینجا واهی وبی اساس بودن شبهه وهابیّون روشن می شود؛البته ما به اختصاربیان کردیم وبه چند دلیل اکتفا نمودیم وإلا دلائل وشواهد فراوانی بر این مطلب در منابع فریقین(شیعه وسنّی )هست.
امام زمان علیه السلام می فرمایند هیچ چیز به مانند نماز بینی شیطان را به خاک نمی ساید پس نماز بگذار وبینی شیطان را به خاک بمال.(کمال الدین ج ۲ ص ۵۲۰)
بسم الله الرحمن الرحیم
*مروری کوتاه برتاریخچه وهابیت
احمد بن تیمیه یکی ازعلمای حنبلی مذهب وازدشمنان سرسخت ائمه اطهار علیهم السلام ،درقرن هفتم بوده (متولد661ه.ق ومتوفی 728 ه.ق ) در دمشق بخاطر بعضی از اظهاراتش که بر خلاف مسلمات اسلام وسنت پیامبروسیره اصحاب بود مورد ضرب وشتم شدید افراد قرار گرفت،بالای منبر میگفت همانطوریکه من از منبر پایین می آیم خدا هم ازآسمان هفتم پایین می آید!وی واتباع اوبرخدا مکانی قائل بودند که درآسمان روی تخت خود نشسته که گهگاهی هم مثل تخت وصندلی های انسانها جرجرمی کند! لازمه این اعتقاد مسموم این است که خداوند متعال به مکان محدود شودولازمه مکاندار بودن، جسم بودن است که مجسمها قائلندوخدا راجسم میدانندوحال آنکه خدای سبحان پاک ومنزه از این پندارهای سخیف است، خدا خالق زمان ومکان وتمامی موجودات است ومحیط بر کل أشیاء است(وکان الله بکل شیئ محیطا) نه اینکه خداوند محدود به مکان باشد.إبن تیمیه قائل به ترسیم وجهت برای خدای سبحان بود؛مسأله ترسیم وجهت قائل شدن برای خداوند متعال یکی ازمطالب وارداتی یهود بودکه واردکشورهای اسلامی شد،ابن تیمیه سخت ازعقائد انحرافی خود دفاع می نمود؛بخاطر همین باطل گوییهای وی بود که حتی علمای أهل سنت هم با اومخالفت ورزیدند.وی بخاطر همین اظهارات مخالف دلائل قطعی عقلی ونقلی، مکرر در دمشق زندانی شد وعاقبت در زندان جان سپرد. یکی دیگر از بدعتها ویاوه گوییهای إبن تیمیه،پایین آوردن مقامات أنبیاء وأولیای ألاهی در حد یک انسان معمولی!!است که لازمه آن جائزشمردن ارتکاب گناه برأنبیاء است که مخالف عقل ونقل است ؛اگر انبیاء معصوم نباشند بر مردم حجت تمام نمی شود واین مخالف حکمت ألاهی بوده ونقض غرض خداوند سبحان است.إبن تیمیه مرد ولی افکار او نمرد،بلکه مثل آتش زیرخاکستر،بعدها شعله ورشد!إبن القیوم الجوزی وإبن کثیردوتن ازشاگردان برجسته وی بودند که مسلک وافکار او راترویج می نمودند؛اما اینها کاری ازپیش نبردندتااینکه حدود5قرن بعد ازاو،محمدبن عبدالوهاب تمیمی نجدی(متولد1116ه.ق ومتوفی1205ق)ازعلمای حنابله ،افکاراورا إحیاء نمودوبه سخنان او بال وپر داد وسخت ازآراء ونظرات انحرافی اودفاع نمود؛ اینجا بود که به آرزوهای إبن تیمیه لباس عمل پوشاند،وتیر مسموم وزهرآگین ابن تیمیه به هدف نشست! محمدبن عبدالوهاب احترام به اولیاء دین وقبورمقدس آنها راشرک دانست. او بااظهارات عجیب وغریب خویش،اکثریت مسلمانان رامشرک وکافرخواند!عبدالوهاب پدر وی و نیزبرادرش سلیمان بن عبدالوهاب با وی مخالفت نمودندواولین کتابی که ازاهل سنت در رد عقائداو نوشته شد توسط برادرش سلیمان بود.وازعلمای شیعه مرحوم کاشف الغطاء در ردعقائدمسموم اوکتابی نوشت. تذکر این نکته لازم است که «نجد» اعرابند وبادیه نشین وآنجا فرهنگ وآگاهی کم است